برگرفته از زمانه
بخش دوماز پارسه تا آتن: داستان دیوارها
بیژن روحانی
اگر کاخ آپادانا در پارسه و معبد پارتنون در آتن را دو اثر معماری بسیار مهم در ایران و یونان بدانیم، آنگاه اهمیت بررسی نقش برجستههای این دو اثر و واکاوی سبک هنری و مفاهیم نهفته در آنها روشن میشود.
در گفتار پیش به این نکته اشاره کردیم که مورخان هنر گاه نقش برجستههای پلکان کاخ آپادانا و نقوش داخلی معبد پارتنون را با یکدیگر مقایسه میکنند و هرکدام را نماد ساختار سیاسی و اجتماعی متفاوتی میدانند. در این گفتار، بیشتر به شباهتها و تفاوتهای این دو اثر میپردازیم.
این دو مجموعه معماری زمانی ساخته شدند که قدرت سیاسی و اقتصادی در هر دو حوزه تمدنی به اوج خود رسیده بود. آپادانا، تجلی اراده سیاسی داریوش یکم بود، پادشاهی با پیروزیهای فراوان که ملتهای مختلفی را زیر سلطه خود در آورده و شورشهای فراوانی را سرکوب کرده بود، از این رو لازم بود تا چنین تغییرات مهمی در یکی از اصلی ترین تالارهای پارسه نیز به نمایش گذاشته شود.

خدایان بر تختگاه، نقش برجستهی پارتنون
از سوی دیگر پارتنون نیز نشان دهنده یک تحول تاریخی بزرگ بود، شکل گیری آن به لحظهای مربوط میشود که آرام آرام سخن از امپراتوری آتنی به میان میآمد. اینها همه در دوران پریکلس بود: سخنور، سیاستمدار و جنگ سالار آتنی. کسی که نه تنها پارتنون، بلکه بسیاری دیگر از بناهای مهم آتن در زمان او ساخته شد و به این ترتیب آتن به قطب فرهنگی و هنری تبدیل شد.
در حقیقت این پریکلس بود که «اتحادیه دلیان» را به امپراتوری آتنی تبدیل کرد. اتحادیه دلیان مجموعه ای از بیش از یکصد و هفتاد دولتشهر یونانی را در برمیگرفت که با یکدیگر پیمان بسته بودند.
در این تغییر و تحولات تاریخ ساز، یعنی زمانی که آتن جایگاه بی رقیبی در دنیای هلنی به دست میآورد و امپراتوری جدیدی در حال ساخته شدن در برابر امپراتوری بزرگ پارسیان در شرق بود، این معبد جدید نیز میبایست به عنوان یکی از مهمترین آثار معماری و نمادین شهر، بر دیوارهای خودش بازتابی از این دگرگونی را به تصویر بکشد.

داریوش یکم در نقش برجسته آپادانا
در اینجاست که بسیاری مورخان یک سئوال کلیدی را طرح میکنند: آیا آتنیها در پی ریزی این نظام جدید، گوشه چشمی به رقیب شرقی خود نیز داشتند؟ و این رقابت چگونه تاثیر خود را در یکی از برترین نمونههای به جا مانده از هنر آن زمان به جای گذاشته است؟
در ابتدا باید این دو نقش برجسته را با یکدیگر مقایسه مختصری کرد. در نقش برجسته پلکانهای کاخ آپادانا نمایندگان ملتهای تحت فرمان امپراتوری هخامنشی، هرکدام به همراه خود هدیه یا خراجی به تختگاه پادشاه آورده تا آن را به مناسبت جشن نوروز اهدا کنند.
به همراه هر یک از این نمایندگان یک فرد درباری پارسی نیز هست. معرفی این گروه از نمایندگان به پادشاه (داریوش یکم) بر عهده یک بزرگ زاده است که دست خود را جلو دهانش نگاه داشته است. پشت سر پادشاه که روی تخت نشسته است، ابتدا پسرش و سپس فردی درباری و بعد از آن اسلحه داران و سربازان و سپس اسبها و ارابهها و ...قرار دارند. به نظر میرسد همه چیز آماده آغاز شدن مراسم است. در بعضی صحنهها برخی افراد با یکدیگر گفتگو میکنند و یا دست روی شانه دیگری گذاشتهاند. همچنین به نظر میرسد آن مقام درباری که مقابل پادشاه ایستاده قصد دارد نخستین گروه را به او معرفی کند.

تا کردن ردای آتنا در پارتنون
اما اینک به سراغ نقوش پارتنون برویم. در اینجا تفسیر رایج بر آن است که صحنه، مربوط به آغاز مراسم «پان آتنائهآ»Panathenaea است. این جشنی سالیانه بوده که در آن شهروندان آتنی به ستایش آتنا، ایزدبانوی شهر و الهه جنگ، خرد، پیشه وری و فرزانگی میپرداختند.
در نقوش پارتنون ابتدا صفی از وارد شوندگان به مراسم دیده میشود، سپس در نزدیکی قسمت غربی جایگاه مقدس، سلحشوران هستند و بعد از آن ارابهها، شهروندان و حمل کنندگان اشیایی که در طول مراسم به کار میآید، قربانی، و صاحب منصبان آتنی دیده میشوند. در بخش شرقی، بالای ورودی اصلی به معبد، تصویر خدایان تراشیده شده که منتظر دریافت هدایا و تقدیمیهایشان هستند.
در این مراسم، هر چهار سال یک بار، یک ردای جدید به مجسمه آتنا اهدا میشد. در بخش مرکزی این نقش برجستهها، ردای قدیمی در حال تا شدن نشان داده میشود و چهارپایهای برای شاه و ملکه آیینی این مراسم آورده شده است. سایرین در صف ایستاده، منتظر آغاز مراسم و در حال گفتگو با یکدیگر هستند.

جایگاه پارتنون در تپهی آکروپولیس
هر دو نقش برجسته، چه در آپادانا و چه در پارتنون، سه قسمت اصلی دارند که بخش مرکزی به مهمترین صحنه ماجرا اختصاص داده شده است. در دو بخش دیگر این نقشها نیز مشابهتهایی از نظر ساختار روایت تصویری دیده میشود.
به عنوان مثال در هر دو مورد در انتهایی ترین بخش سنگ نگارهها، آخرین شرکت کنندگان در مراسم، اسب ها و سایر حیوانات دیده میشوند. هر چه به سمت مرکز صحنه میرویم، پیکرها آرامتر بوده و به یکدیگر نزدیکترند. اما بیشترین فضا به بخش مرکزی اختصاص داده شده که در آن پیکرها در فضای بزگتری قرار گرفته اند و که باعث میشود توجه بیننده به سمت بخش مرکزی جلب شود. در هر دو سنگ نگاره، شخصیت مرکزی توسط حلقهای از نزدیکان احاطه شده و افراد دیگر به آن سمت در حال حرکت هستند.

هدیه آورندگان در آپادانا
در هر دو مورد یک تشابه دیگر نیز وجود دارد: نقش برجستهها در جایی قرار دارند که مراسم در آن برگزار میشود. یعنی به عنوان مثال آتنیها با نگاه کردن به این نقش برجسته، فقط شاهد یک صحنه زیبا و نمادین نبودند، بلکه دقیقا میتوانستند چیزی از تجربه فردی خود را نیز در آن تشخیص دهند و با آن مکان حس پیوند برقرار کنند.
در مورد آپادانا نیز، این اتفاق در مقایسی بزرگتر رخ میدهد و البته شاهدان و بازیگران مراسم، نمایندگان ملتهای مختلف تحت فرمان و سلطه امپراتوری هستند و این آگاهی از طریق نقوش روی دیوار نیز به آنها منتقل میشده است.

جایگاه آپادانا در مجموعه پارسه
این البته همان وحدت و انسجامی است که دستگاه سیاسی هر امپراتوری، از جمله هخامنشیان، به آن نیاز داشته است. باید توجه داشت که این حس یک پارچگی و وحدت سیاسی-اجتماعی در مورد هخامنشیان، و انسجام آیینی-شهروندی در مورد آتن، تماما یک امر واقع نبوده، بلکه تجلی یک ایدهآل یا آرمان نیز بوده است.
در گفتار بعدی، بحث شباهتها و تفاوتهای این دو اثر تاریخی را ادامه خواهیم داد.